“اما درباره تقسیمبندی که من از اشخاص کرده ام و آنها را به دو گروه عادی و غیرعادی منقسم نموده ام، قبول دارم که کمی خودسرانه است؛ ولی من بر سر اعداد پا فشاری نمیکنم فقط به جوهر فکر خودم معتقدم و آن از این قرار است که: مردم بنابر قانون طبیعت به طور کلی به دو قسمت تقسیم می شوند؛ مردم طبقه عادی، یعنی آنهایی که فقط به کار تولید مثل میخورند و مردم واقعی یعنی کسانی که توانایی و استعداد آن را دارند که در محیط خود حرف نوی بزنند. البته طبقه بندی های بیشمار فرعی هم زیاد می توان کرد، اما صفات متمایز آن دو طبقه کاملاً بارز است. دسته اول یعنی ماده، به طور کلی مردمی هستند طبیعتا محافظهکار و موقر که در رضا و اطاعت زندگی میکنند. به نظر من آنها باید هم مطیع باشند زیرا این وظیفه آنهاست و این امر به هیچ وجه آنان را کوچک نمیکند. دسته دوم هم از قانون تجاوز میکنند و بسته به استعدادشان مخربند یا متمایل به این امر. تجاوز و جنایت این مردم البته نسبی و بسیار متفاوت است. در بیشتر موارد این ها با بیان متفاوت طالب آنند که حال را به نام آینده خراب کنند اما اگر لازم باشد که یکی از اینها به خاطر فکر و عقیده خود، حتی از روی جنازه یا خونی هم بگذرد، به نظر من او باطنا و از روی وجدان می تواند به خود اجازه دهد که از روی خون بگذرد. روشن است که این کار بستگی با فکر و نقشه او و وسعت حدود این دو دارد؛ و به این مطلب توجه فرمایید که فقط به این معنی من در مقاله ام درباره حق تجاوز و جنایت این گروه بحث می کنم. به خاطر بیاورید که بحث از مسئله حقوقی آغاز شد. به هر حال نگرانی زیاد، بی مورد است، چون که توده مردم تقریباً هرگز این حق را به آنها نخواهد داد. آنها را کم و بیش میکشد یا به دار می آویزد و با این عمل کاملاً منصفانه وظیفه محافظهکاری خود را انجام میدهد، و نسلهای بعدی همین مردم برای اینکه محکومان و کشتگان تحسین و ستایش زیادی قائلند. گروه اول همیشه ارباب حالند و گروه دوم ارباب آینده. اولی ها حافظ و نگهبان جهان و زندگی اند و بر تعداد افراد آن می افزایند، اما دومی ها زندگی را حرکت می دهند و آن را به سوی مقصدی می کشانند. همین اینان و هم آنان هر دو به طور متساوی حق وجود دارند. مختصر آنکه در نظر من همه یکسان حق دارند! زنده باد نبرد جاوید، البته تا ظهور حضرت!”
Be the first to react on this!
Fyodor Mikhaylovich Dostoyevsky was a Russian writer, essayist and philosopher, perhaps most recognized today for his novels Crime and Punishment and The Brothers Karamazov.
Dostoyevsky's literary output explores human psychology in the troubled political, social and spiritual context of 19th-century Russian society. Considered by many as a founder or precursor of 20th-century existentialism, his Notes from Underground (1864), written in the embittered voice of the anonymous "underground man", was called by Walter Kaufmann the "best overture for existentialism ever written."
His tombstone reads "Verily, Verily, I say unto you, Except a corn of wheat fall into the ground and die, it abideth alone: but if it die, it bringeth forth much fruit." from John 12:24, which is also the epigraph of his final novel, The Brothers Karamazov.